برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
تاب تاب عباسی
خدا منو نندازی
اگه میخای بندازی
تو....
راستش جایی نیست
نوری نیست
خدایا منو ننداز
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
به آسمان كه نگاه ميكنم
تو را مي بينم كه بال گشوده اي تا مرا در آغوش بگيري
زودتر بيا
خيلي خسته ام
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
کاش زودتر حالم خوب شه
حال خراب
کار خراب
بار خراب
..
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
بعد از یک دوره یک ماهه دست و پنجه کردن با مردن!
این مردن چقدر کلمه بدیه
ازش بدم میاد
دوسش ندارم
مادربزرگم مرد! فوت کرد! دار فانی رو وداع گفت! به رحمت خدا رفت! نمی دونم دیگه!
توی دستای من!
توی بغل من!
منی که توی بغل اون مرد شدم!
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
در زندگی انسان
رویدادهایی هست
چنان غریب و توجیه نشدنی
که تردستی و تیزبینی انسان را
نمی توان دلیل کافی
بر وقوع آنها دانست!
هنری فلدینگ
سرگذشت زندگی تام جونز کودک سرراهی
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
شاید بهتر باشه چشم ها رو ببندم و بنویسمت!
شاید بهتر باشه تو را محور یک داستان شخصیت محور کنم!؟
نه اصلا بهتر است خودم را عاشق کنم و تو بشوی معشوقم توی شب های روشن!
نه فکر کنم نمی خواهم سلوچ بشوم و بگذارم بروم
بهتر است اصلا من اسب باشم و تو مادیان عربی!
نه نه نه! اینجا همه می خواهند از اصالتت کره بگیرند
من اشک می شوم و تو را گونه یک زیبارو خلق میکنم!
من ماه می شوم و تو را آسمان می نمایم
من ..
تو را چکار کنم توی گوشه تاریک ذهنم؟
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
خوابیده بودم. مثل همه آدمهایی که می خوابند. دست راستم زیر سرم بود. دست چپم به موازات بغلم. صدای جیغ های ممتدی شنیدم. بلند شدم. درست مثل خوابگردها. اول به دیوار خوردم. کلید برق رو زدم. صدای جیغ یک زن بود. شاید داشتن...
دستم از زیر سرم در رفت و از خواب بیدار شدم.
شدیدا درگیر اون صدا هستم. یعنی کی می تونست باشه!!؟
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
برچسب:
نویسنده: رضا باقری