خرید بک لینک

صبح که به سیب سلام کردم. انار گفت: سردمه!

- داره زمستون میاد! باید بیام و روت رو بپوشونم!

به با همون صدای کلفتش گفت: اینقدر لوسش نکن!

گلابی خندید و سنجد بلند قد بدجور نگاهش کرد.

گفتم: باید برم بپرسم تا چند سالگی باید روی انار رو پوشوند.

انار با لرز گفت: سردمه!

ماهی قرمز کف حوض اومد بالا و دو تا حباب داد بیرون! با خودم گفتم: خوبه که ماهی ها خونسردن وگرنه اینا رو کجا جا میدادم!

سنجد بلند قد گفت: بادوم حالش خوب نیست. باید حسابی هرس بشه!

انگورا همه ریسه رفتند!

بادوم چشمای خمارش رو باز کرد و نگاه شرمنده ای به انگورا انداخت.

یکی از انگورا که نزدیک بادوم بود زیر گوش انگور بغل دستی ش گفت: حقه شه آقای ریشه هیز! نمیدونی شبا چه بلایی سر ریشه هام که نمیاره!

بعد صدایشان را پایین تر آوردند و هی حرف زدند و هی خندیدند!

خودم رو از حیاط انداختم بیروم و سوار ماشین شدم! سم پاییزه رو نزدم! رنگشون نزدم! انار رو هم نپوشوندم!

برچسب: نویسنده: رضا باقری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 9:01

صفحه بندی