نوشیدن
دیدن
حسرت کشیدن...
اصلا باید از انتزاع فرار کنم. بیایم توی آغوشت آرام بگیرم. اصلا خوشم نمیاید تکه تکه کنم احساسم را توی تک کلمات و بعد اینتر را بزنم تا تو را جرعه جرعه کنم شرحه شرحه کنم زیر زبانم
تو را باید دو لپی قورت بدم. مگه همه در طول تاریخ همین کار را نکرده اند. کرده اند باور کن کرده اند. همان حافظ همان سعدی همان فردوسی حماسه فروش یا ببین گوته را چطور فاوست را به دامان شیطان انداخت. بعد آمد قسمت دومش را نوشت. ذکی مارگاریت را قورت دادی حالا آمده ای ماست مالی اش کنی.. برو پدرجان توی این روزها اول عکسهای فیس بوک و تلگرام طرف را چک می کنند بعد می روند برای قورت دادن
فک کنم دیوانه شدم. مفیستوفلس کجایی بیا.. من آماده ام.. مرا برای قورت دادنش آماده کن..
برچسب:
نویسنده: رضا باقری